به گزارش شهرآرانیوز؛ ماه رمضان تنها ماه قمرى است که در قرآن کریم به صراحت از آن نام برده و گرامى داشته شده است: «شَهْرُ رَمَضانَ الذى أُنزِلَ فِیهِ القُرْآنُ هُدًى لِلنّاس...» شاید از همین جهت باشد که ماه رمضان را ماه اسلام نامیدهاند؛ چون ماه طاعت، فرمانبرداری و تسلیم، بندگی و گسترش معنویت است. این ماه که پیوند اساسی و عمیق با روزه دارد، با روزه شروع میشود و با روزه نیز پایان میپذیرد.
طبق مستندات موجود در عهد قاجار، ماه رمضان و روزهداری در آن به گونهای خاص طی میشده است؛ مردم در همه امور رعایت حال همدیگر را میکرده و به عبادت مشغول بودهاند و گذران امور دنیوی نیز با رأفت و مهربانی همراه بوده است. در گزارش پیشرو نگاهی داشتهایم به مسائل، اتفاقات و آداب ماه مبارک رمضان و جشن عید فطر مشهد که در مطبوعات دوره قاجار به تصویر کشیده شده است.

ایرانیها و به تبع آن مشهدیها در هنگام ماه رمضان رفتاری متفاوتتر از سایر اوقات از خود بروز میدادهاند. برای مثال محال بوده وقت افطار صدای فقیری از کوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب برای غذا دادن به او از خانهها بیرون نیایند.
همچنین از آنجا که در این ماه کارها تقریبا تعطیل میشده و مردم به عبادت مشغول بودهاند، اگر کسی طلبی از کسی داشته تا احتیاج مبرم محرک او نمیشده و سراغ بدهکار خود نمیرفته است. در خانهها هم جز کارهای ناگزیر زندگی کار دیگری از نوکر و خدمتکار توقع نمیکردهاند. صاحب کار به عمله و بناها مزد تمام میداده، ولی بیشتر از نصف روز تقاضای کار نمیکرده است.
در کنار همه اینها، عروسی هم کمتر اتفاق میافتاده، خرید و فروش و معاملهای که حاجت به تنظیم قباله داشته، نبوده، مرافعات شرعی در محاضر علما متوقف میشده است، ادارات دولتی باز بوده، ولی کسی رجوع نمیکرده و اگر کسی از دولت طلبی داشته در این ماه به مطالبه نمیرفته است، به همین نسبت محصلین دیوانی هم دنبال مطالبه بدهکاری افراد نمیرفتهاند. نمونه این رفتار در نوشتارها، خاطرات رجال و سفرنامهها بسیار است، اما به شکل عجیبی در مطبوعات عصر قاجار چیز زیادی یافت نمیشود.
نخستین اخبار رمضانی خراسان که در مطبوعات دوره ناصرالدینشاه (حکومت از ۱۲۶۴ تا ۱۳۱۳قمری) انعکاس یافته به عید فطر مربوط است. این خبر که در شماره ۱۸۳ روزنامه وقایعاتفاقیه به تاریخ ۸ ذیقعده ۱۲۷۰ قمری (برابر با ۱۲ اسد (مرداد) ۱۲۳۳ خورشیدی) چاپ شده است، مربوط به وقایع عید فطری است که ۳۷ روز قبل رخ داده است. در ابتدای این خبر چنین آمده است: «خراسان. از قراری که در روزنامه این ولایت نوشته بودند به جهت امنیت راهها، زوار بسیار از اطراف ممالک محروسه به ارضاقدس آمدهاند و معهذا در اجناس مأکولات آنجا تسعیری به هم نرسیده است و همه چیز فراوان و ارزان است.»
اگرچه در این خبر نوشته نشده، اما اقامت بیش از یک ماهه زوار در ماه رمضان و بجا آوردن روزه تمام روزهای ماه در شهر مشهد یکی از سنتهای قدیمی دینداران ایرانی بوده است که نمونههای مطبوعاتیاش در ادامه خواهد آمد.
به هر روی در ادامه خبر ولایت خراسان در روزنامه وقایعاتفاقیه، به برگزاری برنامه «سلام عام» اشاره شده که همزمان برگزاری آن در پایتخت شاه قاجاری، در مرکز ولایت ایران نیز برگزار میشده است: «دیگر نوشتهاند که در روز عید فطر، نواب مستطاب، شاهزاده والاتبار، فریدون میرزا، فرمانفرمای مملکت خراسان در دیوانخانه بزرگ، انعقاد سلام عام داده و پرده تصویر همایون اعلیحضرت پادشاهی را در بالای سر نواب معزیالیه قرار داده، مقربالخاقان میرزا فضلا... وزیرنظام و سایر خوانین و صاحبمنصبان از میرپنجه و سرتیپان و ... در سلام مزبور حضور به هم رسانده، اجرای شلیک توپ و ... به قاعده معموله کرده و ادای خطبه به نام همایون اعلیحضرت پادشاهی نموده، صرف شربت و شیرینی کرده بودند و در بین سلام فرستاد.»
ادامه این خبر اتفاق ویژهای را همراه خود دارد که به نظر میرسد به واسطه مبارکی این عید بوده و بنا داشته خستگی و پیروزی فرمانفرمای مملکت خراسان را در تأمین امنیت بخشهای شمالی این ایالت مضاعف کند؛ «عالیجاه یزدان ویردیخان، برادر مقربالخاقان، سامخان ایلخانی، بیست نیزه سر از اشرار ترکمان با شش نفر بچهترکمان و دو رأس اسب پیشکش به حضور نواب معزیالیه آورده، به آورنده سرها و فرستاده مشارالیه هر یک انعامی داده و یک ثوب جبه ترمه نیز به جهت عالیجاه یزدان ویردیخان فرستاده بودند.» بیست سر بریده مهاجمان ترکمن، ۶ بچه اسیر و دو رأس اسب، پیشکشی است که فرمانفرمای خراسان در عید فطر سال ۱۲۷۰ قمری میگیرد!

پایان خبر روزنامه وقایع اتفاقیه ۸ ذیقعده ۱۲۷۰ قمری اشارهای هم به ماه مبارک، تعمیرات حرم و خیابان و اطعام هر شبه فقرا در لیالی احیا دارد. در این بخش آمده است: «دیگر نوشته بودند که مقربالخاقان میرزا فضلا... وزیر نظام در انتظام امر سرکار فیضآثار، قرارهای درست داده و بعضی جایهای ایوان طلا و صحن و خیابان و ... را چنانچه در روزنامههای سابق نوشته شده بود در این روزها به اتمام رسانده و بسیار منقح و باصفا کردهاند و در ایام ماه مبارک رمضان لیالی احیاء را علاوه بر طبخ مقرری سرکار فیضآثار، شبی بیست و پنج من برنج، علیحده برای فقرا و غربا طبخ نمودهاند.»
این بخش خبر، بیآنکه بگوید به حضور زائران و شلوغی حرم در شبهای قدر اشاره دارد. زائرانی که تعدادشان در سومین دهه پادشاهی ناصرالدینشاه به حدود ۱۲ هزار نفر میرسیده است.
در شماره ۴۶۴ روزنامه ایران به تاریخ ۲۹ رمضان ۱۲۹۸ قمری (برابر با ۳ سنبله (شهریور) ۱۲۶۰ خورشیدی) آمده است: «قریب دوازده هزار نفر زوار که از ولایات به ارض اقدس مشرف شده، در ایام رمضان المبارک در آستانه مقدسه به دعاگویی و عبادت بسر بردهاند.» همین روزنامه یکسال بعد در شماره ۴۹۴ به تاریخ ۲۳ رمضان ۱۲۹۹ قمری برابر با ۱۷ اسد (مرداد) ۱۲۶۱ خورشیدی در بخش اخبار «خراسان و سیستان» نوشته است: «بحمدا... این دو ایالت را نظم و امنیت حاصل است.
نواب والا رکن الدوله فرمانفرمای خراسان و سیستان اوقات ماه مبارک رمضان را از یک ساعت به غروب مانده تا شش ساعت از شب گذشته مشغول رسیدگی به امورات مملکتی هستند. هوا از اول رمضان تغییر کلی یافته، مردم از روزه صدمه ندارند و آسوده خاطر در مساجد و تحت قبه مقدسه و آستانه متبرکه حضرت امام ثامن علیبنموسىالرضا علیه الصلوهوالسلام به عبادت و طاعت الهی و دعای وجود اعلی حضرت همایون شاهنشاهی مشغولند.»
روزنامههای عهد ناصری تنها یک خبر دیگر درباره ماه رمضان در مشهد دارند که باز هم مربوط است به روزنامه ایران در تاریخ ۲۴ رمضان ۱۳۰۹ قمری (برابر ۳ ثور (اردیبهشت) ۱۲۷۱ خورشیدی). از قرار روزنامه وقایعی که از خراسان رسیده است، در این شماره آمده است: «باران رحمت به قدر کفایت باریده، عموم اهالی قرین فراغت بال و رفاهت حال در این ماه مبارک صیام به مراسم طاعت و شکرگزاری و دعاگویی قیام و اشتغال دارند.»

اما نخستین خبر دوره مظفرالدینشاه از ماه رمضان در مشهد مقدس به سفر زیارتی و اقامت یک ماهه امامجمعه سبزوار در رمضان سال ۱۳۱۳ قمری در مشهد اشاره دارد که مصادف بوده با بهمن و اسفند ۱۲۷۴ خورشیدی. البته پیشتر نیز در دو خبر روزنامه ایران در عهد ناصری به اقامت یک ماهه زوار اشاره شده است. برای نمونه ابتدا در شماره ۲۹۹ این روزنامه به تاریخ ۷ شوال ۱۲۹۳ قمری
(برابر با ۴ عقرب (آبان) ۱۲۵۵ خورشیدی) آمده است: «در ماه مبارک رمضان زوار زیادی از ممالک محروسه در مشهد مقدس جمع بودند، در اواخر رمضان هر دسته به وطن مألوف خود روانه شدند.» و سپس در شماره ۳۳۴ روزنامه ایران به تاریخ ۷ شوال ۱۲۹۴ قمری برابر با ۲۳ میزان (مهر) ۱۲۵۶ خورشیدی نوشته شده است: «چند روز قبل زوار زیادی که در ایام سعادت اختتام رمضانالمبارک به آستانه مقدسه حضرت رضوی سلاما... علیه تشرف جسته حرکت نمود به بلاد و اوطان خود عازم شده عود کردند.»
با این پیشینه نخستین خبر دوره مظفری از ماه مبارک رمضان به همین اقامت یک ماهه زائران اشاره دارد. در این خبر که مربوط است به سال ۴ شماره ۸ روزنامه حبلالمتین به تاریخ ۶ شعبان ۱۳۱۴ قمری (برابر با ۲۱ جدی (دی) ۱۲۷۵ خورشیدی) از فوت «جناب مستطاب شریعتمآب آقای حاج میرزا محمد حسین امام جمعه سبزوار، اخوی جناب شریعتمدار حاج سید محمدباقر مجتهد سبزواری در مراجعت از سفر به بیتا... الحرام در بلده طیبه قم» گفته شده است.
او بنا بر این خبر «امسال در آخر ماه شعبان به ارض اقدس مشرف شدند. ماه مبارک رمضان در مشهد مشرف بودند در اول شوال از ارضاقدس حرکت کرده از راه عشقآباد و اسلامبول به مکه مشرف شده از راه جبل مراجعت کرده وارد کربلا گردیدند تا اول ربیعالثانی در نجف اشرف و کربلا و کاظمین و سامره مشرف بودند و خدمات لائقه به علمای اعلام فرموده در بیستم ربیعالثانی از بغداد حرکت کرده تا سه منزلی قم سالم بودند در سه منزلی قم تب شدیدی عارض شده روز اول درد و به قم که موافق با سیزدهم جمادیالاولی بود به رحمت حق پیوستند...»
محتوای این خبر به سنت دیگری اشاره دارد که نمونههایش در طومارهای زیارتی دوره قاجار بسیار است و آن این است که بسیاری از مردم سفر زیارتی خانه خدا را از مشهد شروع میکردهاند و در ادامه به سرزمین وحی و عتبات عالیات مشرف میشدهاند.
در ابتدای این نوشتار گفته شد که ایرانیها و به تبع آن مشهدیها در هنگام ماه رمضان رفتاری متفاوتتر از سایر اوقات از خود بروز میدادهاند، البته باید گفت که این تفاوت رفتار، فقط در وجوه مثبت اخلاقی نبوده است و بسیاری نیز از شرایط پیشآمده به شکل ناپسندی استفاده میکردهاند.
«عبدا... مستوفی» در کتاب «شرح زندگانی من» که گزارشی از دوره قاجار و پهلوی است، درباره رفتار ناپسند برخی افراد در ایام ماه رمضان مینویسد: «زمرهای شبها را بیدار میماندند که صبحها لامحاله تا نزدیک ظهر بتوانند بخوابند و اثر روزه در آنها کمتر باشد. بالاخره دسته سومی هم بودند که شب را به قمار صبح میکردند و میگفتند اگر به این سرگرمی مشغول نشوند، ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمیروند و روزه برای آنها مشکل خواهد شد. این دسته بیشتر اعیانزادهها بودند، ولی روزه را در هر حال میگرفتند و اگر اشخاصی بودند که میخواستند طفره بروند، چون حتی در خانه خود هم جایی نداشتند که روزهخوری کنند، ناچار بودند همرنگ جماعت باشند.»
نمونه دیگری از این رفتار را میتوان در «سفرنامه پولاک» دید که حاصل حضور ۹ساله (۱۸۵۱ تا ۱۸۶۰میلادی) پولاک، پزشک اتریشی ناصرالدینشاه در ایران و دربار قاجار است.
او در سفرنامه خود و درباره بعضی رفتارهای ناشایست در این ماه آورده است: «مردمیکه عهدهدار کارهای سنگین و سخت هستند، برحسب قوانین شرع از گرفتن روزه معافند؛ اما درست همینها به این معافیت به دیده تحقیر مینگرند و روزه را میگیرند، در حالی که تنبلها و بیکارها شخصا خود را معاف میکنند یا به بهانه اجتناب از بیماری که در کمین آنهاست کلاه شرعی درست میکنند تا تن به زیر بار این امساک ندهند.»
نائب اول سفارت روسیه هم در این دوره درباره بدخلقی ایرانیان در ماه رمضان با توجه به ممنوعیت کشیدن قلیان و چپق مینویسد: «با نزدیک شدن غروب (ماه رمضان) حتی غالبا بداخلاق هم میشوند، زیرا به چپق و قلیان عادت دارند و، چون صرف دخانیات هم ممنوع است از اینرو محرومیت مضاعف میشود؛ غالبا شنیدهام که ایرانیها گفتهاند آنها در طول روز گرسنگی و تشنگی را آسانتر میتوانند تحمل کنند تا محرومیت از دخانیات یعنی نیاز تجملی را، دلیلی که ثابت میکند اگر عادتی مستمر شود میتواند برای مدتی از نیازهای طبیعی پیشی جوید.»
نمونه دیگری از این رفتار ناپسند را میتوان در میان سطور سفرنامههای یوشیدا ماساهارو و نوبویوشی فوروکاو یافت. آنها دو جهانگرد ژاپنی هستند که در دوره قاجار و البته در فواصل مختلف به ایران آمدهاند و در سفرنامههای خود اشارات جالبی به ماه رمضان در این دوره کردهاند. نوبویوشی فوروکاو درباره آن چنین مینویسد:
«مردم همه در روز میخوابند و هنگام عصر بلند میشوند. هر روز غروب در مرکزشهر توپ میاندازند تا هنگام افطار را خبر بدهند. با سرآمدن فصل روزهداری، مردم همه جمع میشوند و گویا به مدت سه روز ضیافت دارند و شراب مینوشند و گوشت میخورند. خیال میکنم که هرچند که شراب نوشیدن در اسلام سخت منع شده است، اما در این مواقع مجاز میشود و آنها خود را سزاوار ملامت نمیدانند.»

اسناد و مقدمه برگرفته از کتابخانه دیجیتال کتابخانه ملی ایران با کمک از مقاله «رمضان در عصر قاجار به روایت سیاحان» نوشته امیر دبیریمهر